der Hochdruck

Aussprache: /ˈhoːxˌdʁʊk/
Worttrennung: Hoch·druck
اسم

فشار بالا

Bedeutungen

1

فشار اتمسفر یا مایع/گاز که به طور قابل توجهی بالاتر از حد معمول یا فشار مرجع است.

  • Der Wetterbericht kündigte Hochdruck über Skandinavien an.گزارش هواشناسی، پرفشار را بر فراز اسکاندیناوی اعلام کرد.
  • Bei Hochdruck ist das Wetter oft stabil und sonnig.در شرایط پرفشار، هوا اغلب پایدار و آفتابی است.
  • Der Ingenieur musste den Hochdruck im System kontrollieren.مهندس مجبور بود فشار بالای سیستم را کنترل کند.
2

بیماری فشار خون بالا.

  • Er muss regelmäßig seinen Blutdruck messen lassen, da er unter Hochdruck leidet.او باید به طور منظم فشار خون خود را اندازه‌گیری کند، زیرا از فشار خون بالا رنج می‌برد.
  • Ärzte empfehlen bei Hochdruck eine gesunde Ernährung und viel Bewegung.پزشکان در موارد فشار خون بالا، رژیم غذایی سالم و ورزش زیاد را توصیه می‌کنند.
  • Der Arzt verschrieb ihm Medikamente gegen den Hochdruck.پزشک برای او داروهایی برای فشار خون بالا تجویز کرد.