hochdrücken
به سمت بالا فشار دادن، بلند کردن خود (شنا سوئدی)
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی مثل اهرم یا پنجره را به سمت بالا فشار دادن
- Er drückte den Hebel hoch, um die Maschine zu starten.او اهرم را به سمت بالا فشار داد تا دستگاه را روشن کند.
- Sie versuchte, die Scheibe weiter hochzudrücken.او تلاش کرد شیشه را بیشتر به سمت بالا فشار دهد.
2
sich
خود را با نیروی دست از زمین یا جایی به بالا کشیدن/فشار دادن (حرکت ورزشی)
- Er drückt sich jeden Morgen zwanzigmal hoch.او هر روز صبح بیست بار شنا میرود (خودش را بالا میکشد).
- Nach dem Sturz drückte sie sich mühsam wieder hoch.بعد از زمین خوردن، با زحمت دوباره خودش را بالا کشید.