hochdrücken

Aussprache: /ˈhoːxˌdʁʏkn̩/
Worttrennung: hoch·drü·cken
فعل

به سمت بالا فشار دادن، بلند کردن خود (شنا سوئدی)

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی مثل اهرم یا پنجره را به سمت بالا فشار دادن

  • Er drückte den Hebel hoch, um die Maschine zu starten.او اهرم را به سمت بالا فشار داد تا دستگاه را روشن کند.
  • Sie versuchte, die Scheibe weiter hochzudrücken.او تلاش کرد شیشه را بیشتر به سمت بالا فشار دهد.
2 sich

خود را با نیروی دست از زمین یا جایی به بالا کشیدن/فشار دادن (حرکت ورزشی)

  • Er drückt sich jeden Morgen zwanzigmal hoch.او هر روز صبح بیست بار شنا می‌رود (خودش را بالا می‌کشد).
  • Nach dem Sturz drückte sie sich mühsam wieder hoch.بعد از زمین خوردن، با زحمت دوباره خودش را بالا کشید.