hochfliegen
اوج گرفتن، لو رفتن (نقشه)، منفجر شدن
Bedeutungen
1
intransitiv
به سمت بالا و ارتفاع پرواز کردن یا اوج گرفتن
- Der Drachen ist sehr hochgeflogen.بادبادک بسیار بالا پرواز کرد.
- Ein Vogel flog plötzlich vom Ast hoch.پرندهای ناگهان از روی شاخه به هوا پرید.
2
intransitiv
لو رفتن نقشه و توطئه یا منفجر شدن چیزی
- Der ganze Plan ist hochgeflogen.کل نقشه لو رفت و خراب شد.
- Ihre geheime Aktion ist schlussendlich hochgeflogen.اقدام محرمانه آنها در نهایت برملا شد.