hochzüngeln

Aussprache: /ˌhoːxˈtsʏŋl̩n/
Worttrennung: hoch·zün·geln
فعل

به سرعت و ناآرام بالا رفتن (مانند زبان مار)، زبانه کشیدن (آتش)

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

بالا رفتن یا زبانه کشیدن شعله‌های آتش به سمت بالا، اغلب به صورت ناآرام و سریع.

  • Die Flammen züngelten hoch in den Nachthimmel.شعله‌ها به سوی آسمان شب به بالا زبانه می‌کشیدند.
  • Das Feuer züngelte schnell hoch und breitete sich aus.آتش به سرعت بالا زبانه کشید و پخش شد.