hochgezogen
بالا کشیدهشده، برافراشته؛ بالاآمده/در حال شکلگیری (طوفان)؛ شتابزده ساختهشده (ساختمان)
Beispiele
- Der ''hochgezogene'' Eimer mit frischem Wasser tat allen gut.سطل بالا کشیدهشده با آب تازه به همه چسبید.
- Von Weitem war der ''hochgezogene'' Blaue Peter zu sehen.از دور پرچم آبی برافراشتهشده (پرچم حرکت کشتی) دیده میشد.
- Ein ''hochgezogenes'' Sommergewitter hinderte die Gruppe am Weiterwandern.یک رعد و برق و طوفانِ ناگهانی بالاآمده در تابستان مانع از ادامه پیادهروی گروه شد.
- Das neue Gebäude wurde in kürzester Zeit ''hochgezogen''.ساختمان جدید در مدتزمانی کوتاه به صورت شتابزده ساخته و برپا شد.
Bedeutungen
1
attributiv oder prädikativ
(فیزیکی) شیء یا جامهای که به سمت بالا کشیده یا برافراشته شده است (مانند پرچم، سطل، شانه یا یقه لباس).
- Mit hochgezogenen Schultern stand er in der Kälte.با شانههای بالا کشیدهشده در سرما ایستاده بود.
- Der hochgezogene Eimer war voll frischem Wasser.سطل بالا کشیدهشده پر از آب تازه بود.
2
attributiv
(درباره هوا و ابر/طوفان) ابر، رعد و برق یا طوفانی که به سرعت در آسمان شکل گرفته و بالا آمده است.
- Ein plötzlich hochgezogenes Gewitter überraschte die Wanderer.طوفان و رعد و برقی که ناگهان بالا آمد، کوهنوردان را غافلگیر کرد.
3
attributiv oder prädikativ
(درباره ساختمان یا پروژه) بنا یا سازهای که بسیار سریع و گاه شتابزده برپا و ساخته شده است.
- Die schnell hochgezogenen Neubauten wirken recht monoton.ساختمانهای نوساز که سریع برپا شدهاند، کاملاً یکنواخت به نظر میرسند.