hochhalten

Aussprache: /ˈhoːxˌhaltən/
Wortzerlegung: hoch·hal·ten
فعل

بالا نگه داشتن، ارج نهادن، گرامی داشتن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی یا دست را به سمت بالا بلند کردن و نگه داشتن

  • Er musste den Arm hochhalten, damit der Arzt ihn untersuchen konnte.او مجبور بود بازویش را بالا نگه دارد تا پزشک بتواند او را معاینه کند.
  • Die Sieger hielten stolz den Pokal hoch.برندگان با افتخار جام را بالا گرفتند.
2 Akkusativ

ارزش‌ها، سنت‌ها یا اصول را حفظ نمودن و ارج نهادن (مجازی)

  • Wir müssen die moralischen Werte unserer Gesellschaft hochhalten.ما باید ارزش‌های اخلاقی جامعه‌مان را ارج بداریم.
  • In dieser Familie wird Gastfreundschaft stets hochgehalten.در این خانواده همواره به مهمان‌نوازی ارج نهاده می‌شود.