hochhalten
بالا نگه داشتن، ارج نهادن، گرامی داشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی یا دست را به سمت بالا بلند کردن و نگه داشتن
- Er musste den Arm hochhalten, damit der Arzt ihn untersuchen konnte.او مجبور بود بازویش را بالا نگه دارد تا پزشک بتواند او را معاینه کند.
- Die Sieger hielten stolz den Pokal hoch.برندگان با افتخار جام را بالا گرفتند.
2
Akkusativ
ارزشها، سنتها یا اصول را حفظ نمودن و ارج نهادن (مجازی)
- Wir müssen die moralischen Werte unserer Gesellschaft hochhalten.ما باید ارزشهای اخلاقی جامعهمان را ارج بداریم.
- In dieser Familie wird Gastfreundschaft stets hochgehalten.در این خانواده همواره به مهماننوازی ارج نهاده میشود.