hochhelfen
کمک کردن برای بلند شدن، دست کسی را گرفتن برای بالا آمدن
Bedeutungen
1
Dativ (Person)
به کسی که زمین خورده یا نشسته کمک کردن تا بلند شود یا به سطح بالاتری بیاید
- Er nahm sie an der Hand und half ihr vom Boden hoch.دستش را گرفت و به او کمک کرد تا از روی زمین بلند شود.
- Kannst du dem Kind auf den Stuhl hochhelfen?میتوانی به کودک کمک کنی تا بالای صندلی برود؟