hochhelfen

Aussprache: /ˈhoːxˌhɛlfn̩/
Wortzerlegung: hoch·hel·fen
فعل

کمک کردن برای بلند شدن، کمک کردن برای بالا رفتن

Beispiele

  • Sie streckte Tante Paula einen Arm entgegen und ließ sich ''hochhelfen''.به عمه پائولا دستی دراز کرد و اجازه داد او را 'بالا بکشند/کمک کنند تا بلند شود'.

Bedeutungen

1 Dativ (Person)

به کسی کمک کردن تا از زمین بلند شود یا به جای بالاتری برود

  • Er half dem alten Mann vom Boden hoch.او به مرد پیر کمک کرد تا از زمین بلند شود.
  • Kannst du mir bitte auf den Stuhl hochhelfen?میشه لطفا کمکم کنی روی صندلی برم بالا؟