hochhieven
بالا کشیدن، به زحمت بلند کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی سنگین یا بدقواره را با زحمت به بالا منتقل کردن.
- Sie mussten den schweren Koffer auf den Dachboden hochhieven.آنها مجبور بودند چمدان سنگین را به سختی به اتاق زیر شیروانی بالا بکشند.
- Mit vereinten Kräften hievten sie das Boot aus dem Wasser hoch.با کمک یکدیگر، آنها قایق را از آب بالا کشیدند.