hochjagen

Aussprache: /ˌhoːxˈjaːɡn̩/
Wortzerlegung: hoch·ja·gen
فعل

به سرعت بالا رفتن، با عجله بالا رفتن؛ (به طور مجازی) ترساندن و وادار به حرکت کردن

Beispiele

  • Ich ''jage'' die Treppe ''hoch'', immer drei Stufen gleichzeitig nehmend.من از پله‌ها با سرعت بالا می‌روم، همیشه سه پله را همزمان برمی‌دارم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی یا کسی را به سمت بالا راندن یا تعقیب کردن

  • Der Hund hat die Katze auf den Baum hochgejagt.سگ گربه را به بالای درخت راند.
  • Die Spekulanten haben die Preise für Immobilien hochgejagt.سفته‌بازان قیمت املاک را بالا بردند.
2 Akkusativ

(عامیانه) چیزی را منفجر کردن، در هوا ترکاندن

  • Die Terroristen planten, das Gebäude hochzujagen.تروریست‌ها قصد داشتند ساختمان را منفجر کنند.
  • Er hat das alte Auto mit Dynamit hochgejagt.او ماشین قدیمی را با دینامیت منفجر کرد.