hochjubeln
ستودن بیش از حد، تمجید کردن بیمورد
Beispiele
- Ich glaube nicht, daß wir uns ''hochjubeln''. Sondern in den seltenen Fällen, wo es eine Veranlassung dafür gibt, bejubeln wir uns.من فکر نمیکنم که ما خودمان را بیش از حد ستایش کنیم. بلکه در موارد نادری که دلیلی برای آن وجود دارد، ما یکدیگر را تشویق میکنیم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی یا چیزی را با شور و هیجان زیاد تشویق کردن، ستایش کردن یا بالا بردن (معمولاً در مورد موفقیت یا دستاورد)
- Die Fans jubelten ihre Mannschaft nach dem Sieg hoch.هواداران تیمشان را پس از پیروزی با شور و هیجان تشویق کردند.
- Manche Medien versuchen, bestimmte Politiker hochzujubeln.برخی رسانهها تلاش میکنند سیاستمداران خاصی را ستایش کنند.