hochkämpfen
با تقلا بالا رفتن، به سختی به موفقیت رسیدن
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ) (sich hochkämpfen)
با تلاش و سختی زیاد به موقعیت بالاتر یا جایگاه بهتری رسیدن (مجازی).
- Sie hat sich aus einfachen Verhältnissen hochgekämpft.او از شرایط ساده با تلاش فراوان به جایگاه بالاتری رسید.
- Er musste sich im Leben erst hochkämpfen.او مجبور بود در زندگی ابتدا با سختی بجنگد و به جایی برسد.
2
sich (Akkusativ) (sich hochkämpfen)
با تلاش فیزیکی زیاد از یک مکان پایین به مکانی بالاتر رفتن.
- Der Bergsteiger kämpfte sich den steilen Hang hoch.کوهنورد با سختی از شیب تند بالا رفت.
- Er kämpfte sich mit letzter Kraft den Berg hoch.او با آخرین توانش از کوه بالا رفت.