hochkarätig

Aussprache: /ˈhoːxkaʁɛtɪç/
Worttrennung: hoch·ka·rä·tig
صفت

درجه یک، عالی، نفیس

Bedeutungen

1

دارای کیفیت بسیار بالا، برجسته و ممتاز؛ اغلب برای افراد، آثار هنری یا جواهرات به کار می‌رود.

  • Die Veranstaltung hatte hochkarätige Gäste.این رویداد مهمانان درجه یکی داشت.
  • Das Museum zeigt eine hochkarätige Sammlung von Gemälden.این موزه مجموعه‌ای نفیس از نقاشی‌ها را به نمایش می‌گذارد.
  • Er ist ein hochkarätiger Experte auf seinem Gebiet.او یک کارشناس برجسته در حوزه خود است.