hochkarätig
درجه یک، عالی، نفیس
Bedeutungen
1
دارای کیفیت بسیار بالا، برجسته و ممتاز؛ اغلب برای افراد، آثار هنری یا جواهرات به کار میرود.
- Die Veranstaltung hatte hochkarätige Gäste.این رویداد مهمانان درجه یکی داشت.
- Das Museum zeigt eine hochkarätige Sammlung von Gemälden.این موزه مجموعهای نفیس از نقاشیها را به نمایش میگذارد.
- Er ist ein hochkarätiger Experte auf seinem Gebiet.او یک کارشناس برجسته در حوزه خود است.