hochkrochen

Aussprache: /ˌhoːxˈkroːxən/
Wortzerlegung: hoch·kro·chen
Konjugierte Form

بالا خزیده بود (فعل)

Bedeutungen

1 nicht spezifisch

به صورت فیزیکی و با زحمت زیاد به سمت بالا حرکت کردن، اغلب در فضاهای تنگ یا با موانع.

  • Nach dem Erdrutsch musste sich der Bergsteiger unter den Trümmern hochkriechen, um zu überleben.پس از رانش زمین، کوهنورد مجبور شد برای زنده ماندن از زیر آوارها به سختی بالا بخزد.
  • Die kleine Eidechse kroch geschickt die raue Felswand hoch.مارمولک کوچک به طرز ماهرانه‌ای از صخره ناهموار بالا خزید.
2 nicht spezifisch

به تدریج و با شیب ملایم افزایش یافتن یا بالا رفتن، معمولاً در مورد مقادیر، اعداد یا نمودارها.

  • Die Inflationsrate kroch über die letzten Quartale hinweg stetig hoch.نرخ تورم در طول فصول گذشته به طور مداوم بالا خزید.
  • Die Beliebtheit des Künstlers kroch langsam, aber sicher in den Charts hoch.محبوبیت هنرمند به آرامی اما مطمئن در نمودارها بالا رفت.