hochladen
بارگذاری کردن (آپلود کردن)
Beispiele
- Ich werde noch schnell ein paar Bilder ''hochladen.میخواهم سریع چند عکس آپلود کنم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
فایلی را از یک دستگاه محلی به یک سرور یا پلتفرم آنلاین منتقل کردن
- Ich muss die Fotos auf die Website hochladen.من باید عکسها را روی وبسایت آپلود کنم.
- Hast du das Dokument schon hochgeladen?آیا سند را قبلاً بارگذاری کردهای؟