hochmögend
قدرتمند، نفوذپذیر، والا مقام
Bedeutungen
1
دارای قدرت و نفوذ زیاد؛ اغلب برای اشاره به افراد یا نهادهای قدرتمند و با نفوذ به کار میرود (گاهی با بار معنایی مثبت یا منفی).
- Die hochmögenden Herren trafen eine Entscheidung.آقایان پرنفوذ تصمیمی گرفتند.
- Er versuchte, die hochmögenden Kreise zu beeinflussen.او سعی کرد بر محافل پرقدرت تأثیر بگذارد.
- Die hochmögende Familie hat großen Einfluss in der Region.این خانواده قدرتمند نفوذ زیادی در منطقه دارند.