hochmögend

Aussprache: /ˈhoːxˌmøːɡn̩t/
Worttrennung: hoch·mö·gend
صفت

قدرتمند، نفوذپذیر، والا مقام

Bedeutungen

1

دارای قدرت و نفوذ زیاد؛ اغلب برای اشاره به افراد یا نهادهای قدرتمند و با نفوذ به کار می‌رود (گاهی با بار معنایی مثبت یا منفی).

  • Die hochmögenden Herren trafen eine Entscheidung.آقایان پرنفوذ تصمیمی گرفتند.
  • Er versuchte, die hochmögenden Kreise zu beeinflussen.او سعی کرد بر محافل پرقدرت تأثیر بگذارد.
  • Die hochmögende Familie hat großen Einfluss in der Region.این خانواده قدرتمند نفوذ زیادی در منطقه دارند.