hochproduktiv
بسیار پربازده، پرکار
Bedeutungen
1
تولید کننده یا نتیجه دهنده مقدار زیادی محصول یا کار؛ بسیار کارآمد.
- Diese Maschine ist sehr hochproduktiv und spart Zeit.این دستگاه بسیار پربازده است و در زمان صرفهجویی میکند.
- Er ist ein hochproduktiver Schriftsteller, der viele Bücher geschrieben hat.او نویسندهای بسیار پرکار است که کتابهای زیادی نوشته است.
- Die hochproduktive Phase des Unternehmens dauerte mehrere Jahre.دوره بسیار پربازده شرکت چندین سال به طول انجامید.