hochpushen

Aussprache: /ˈhoːxˌpʊʃn̩/
Wortzerlegung: hoch·pu·shen
فعل

بیش از حد حمایت کردن، بزرگ کردن (یک ستاره یا ایده)، هیجان‌زده کردن

Beispiele

  • Der Fernsehsender möchte sie natürlich zum Star ''hochpushen'', damit man dann mit den Einschaltquoten punkten kann.این شبکه تلویزیونی می‌خواهد او را به یک ستاره تبدیل کند تا بتواند با ریتینگ برنامه سود ببرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی یا کسی را به شدت تبلیغ کردن، ترویج کردن یا در کانون توجه قرار دادن، اغلب با شور و هیجان اغراق‌آمیز.

  • Die Firma versucht, ihr neues Produkt in den sozialen Medien hochzupushen.شرکت تلاش می‌کند محصول جدید خود را در شبکه‌های اجتماعی تبلیغ کند.
  • Er wurde von seinen Kollegen hochgepusht, um die Beförderung zu bekommen.او توسط همکارانش حمایت شد تا ترفیع بگیرد.