hochrot

Aussprache: /ˈhoːxˌʁoːt/
Worttrennung: hoch·rot
صفت

قرمزِ شدید، سرخِ شدید، گلگون

Bedeutungen

1

رنگ قرمز بسیار شدید و تیره، معمولاً در توصیف صورت یا اشیاء.

  • Sein Gesicht war hochrot vor Zorn.صورتش از عصبانیت قرمزِ شدید بود.
  • Die Abendsonne färbte den Himmel hochrot.خورشیدِ غروب، آسمان را سرخِ شدید کرده بود.
  • Nach dem Sport war ihre Haut hochrot.بعد از ورزش، پوست او گلگون بود.