hochrasen
با سرعت زیاد بالا رفتن/دویدن/حرکت کردن
Beispiele
- Ich ''raste'' die Treppe ''hoch'', blieb stehen, um zu hören, wo sich das alles gerade abspielt.من از پلهها با سرعت زیاد ""بالا دویدم"" و ایستادم تا بشنوم همه چیز در آن لحظه کجا اتفاق میافتد.