hochrecken
بالا کشیدن، دراز کردن (بدن یا عضوی از بدن)
Beispiele
- Wer den Daumen ''hochreckt'', meint damit: das ist sehr gut!کسی که انگشت شست خود را بالا میبرد، منظورش این است: این خیلی خوب است!
- Manche stehen mit dem Rücken an die Brüstung gelehnt, ''recken'' die Köpfe ''hoch'' und wechseln ein paar Worte mit den Mädchen, die sich über die Geländer der oberen Balkone beugen.بعضیها با پشت به نرده تکیه میدهند، سرشان را بالا میکشند و چند کلمهای با دخترانی که از بالکنهای بالایی خم شدهاند، رد و بدل میکنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با تلاش به سمت بالا دراز کردن یا کشیدن
- Er reckte den Arm hoch, um den Ball zu fangen.او دستش را بالا کشید تا توپ را بگیرد.
- Die Kinder reckten ihre Hälse hoch, um über die Mauer zu sehen.بچهها گردنهایشان را بالا کشیدند تا از روی دیوار ببینند.
2
sich + Akkusativ
خود را به سمت بالا کشیدن یا دراز کردن (معمولاً برای رسیدن به چیزی)
- Sie reckte sich hoch, um das Buch aus dem Regal zu holen.او خود را بالا کشید تا کتاب را از قفسه بردارد.
- Die Pflanze reckt sich der Sonne entgegen.گیاه به سمت خورشید قد میکشد.