hochreissen

Aussprache: /ˈhoːxˌʁaɪ̯sn̩/
Worttrennung: hoch·reis·sen
Wort

بالا کشیدن، بلند کردن (با قدرت)

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با سرعت و قدرت به سمت بالا کشیدن یا پاره کردن.

  • Der Wind riss die Plane vom Dach hoch.باد برزنت را از روی سقف کند و بالا برد.
  • Er riss das alte Plakat von der Wand hoch.او پوستر قدیمی را از دیوار کند.
2 Akkusativ / sich

کسی را به هیجان آوردن، از حالت بی‌تفاوتی خارج کردن یا از چیزی بازداشتن.

  • Seine Rede riss die Zuhörer zu Beifallsstürmen hoch.سخنرانی او شنوندگان را به طوفانی از تشویق برانگیخت.
  • Die Nachricht riss ihn aus seiner Lethargie hoch.این خبر او را از بی‌حالی‌اش بیرون کشید.