hochreissen
بالا کشیدن، بلند کردن (با قدرت)
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با سرعت و قدرت به سمت بالا کشیدن یا پاره کردن.
- Der Wind riss die Plane vom Dach hoch.باد برزنت را از روی سقف کند و بالا برد.
- Er riss das alte Plakat von der Wand hoch.او پوستر قدیمی را از دیوار کند.
2
Akkusativ / sich
کسی را به هیجان آوردن، از حالت بیتفاوتی خارج کردن یا از چیزی بازداشتن.
- Seine Rede riss die Zuhörer zu Beifallsstürmen hoch.سخنرانی او شنوندگان را به طوفانی از تشویق برانگیخت.
- Die Nachricht riss ihn aus seiner Lethargie hoch.این خبر او را از بیحالیاش بیرون کشید.