hochspülen
به سطح آوردن (با آب)، بالا آوردن، شستن به سمت بالا
Beispiele
- Im Herbst ''spülen'' die Stürme die Fossilien aus der Tiefe ''hoch''.در پاییز، طوفانها فسیلها را از اعماق به سطح میآورند.
- Das wurde mir schlagartig klar, dass ich dich nie vergessen hatte und alle meine Gefühle mit einem Mal wieder ''hochgespült'' wurden.ناگهان برایم روشن شد که هرگز تو را فراموش نکرده بودم و تمام احساساتم یکباره دوباره بالا آمدند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با جریان آب به سمت بالا یا به سطح آوردن
- Das Hochwasser hat viel Treibgut an den Strand hochgespült.سیلاب مقدار زیادی چوب و زباله را به ساحل آورد.
- Nach dem Sturm wurden einige seltsame Objekte an die Küste hochgespült.پس از طوفان، اشیاء عجیب و غریبی به ساحل آورده شدند.