hochspielen
بزرگنمایی کردن، یک موضوع را بیش از حد جدی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک اتفاق، بحث یا مشکل کوچک را با بزرگنمایی بسیار مهم یا بحرانی جلوه دادن
- Die Medien haben den kleinen Streit unötig hochgespielt.رسانهها این دعوای کوچک را بیخودی بزرگنمایی کردند.
- Man sollte diesen Fehler nicht zu einem Skandal hochspielen.نباید این اشتباه را به یک رسوایی بزرگ تبدیل کرد (بزرگش کرد).