hochstrecken

Aussprache: /ˈhoːxˌʃtʁɛkn̩/
Wortzerlegung: hoch·stre·cken
فعل

بالا بردن، کشیدن به سمت بالا، صاف کردن

Beispiele

  • Den rechten Arm ''hochstrecken'' und 30 Sekunden oben halten, dann langsam wieder absenken.دست راست خود را بالا ببرید و ۳۰ ثانیه بالا نگه دارید، سپس به آرامی پایین بیاورید.
  • Am Straßenrand stand ein Mann, der den Daumen ''hochstreckte'', um mitgenommen zu werden.مردی کنار جاده ایستاده بود و انگشت شست خود را برای سوار شدن بالا برده بود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

دست، پا یا قسمتی از بدن را به سمت بالا دراز کردن.

  • Die Kinder streckten die Hände hoch, um Süßigkeiten zu fangen.بچه‌ها دست‌هایشان را بالا بردند تا شیرینی بگیرند.
  • Er musste den Arm hochstrecken, um das Buch aus dem Regal zu holen.او مجبور بود دستش را بالا ببرد تا کتاب را از قفسه بردارد.
2 Akkusativ

(مجازی) چیزی را به سمت بالا کشیدن یا بلند کردن.

  • Der Baum streckt seine Äste hoch in den Himmel.درخت شاخه‌هایش را به سمت آسمان بلند می‌کند.
  • Die Flammen streckten sich hoch in die Nacht.شعله‌ها به سمت بالا در شب کشیده شدند.