hochstreifen

Aussprache: /ˈhoːxˌʃtraɪ̯fən/
Wortzerlegung: hoch·strei·fen
فعل

بالا کشیدن، بالا کشیدن (مثلاً آستین)

Beispiele

  • Maria ''streift'' einen Ärmel ''hoch'' und zeigt die Mückenstiche.ماریا آستینش را 'بالا کشید' و نیش پشه‌ها را نشان داد.
  • Nach weiteren fünf Minuten versuchte er, ihren Rock ''hochzustreifen'', doch sie schob seine Hand weg.پس از پنج دقیقه دیگر، او سعی کرد دامن او را 'بالا بکشد'، اما او دستش را کنار زد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

لباس (مانند آستین یا پاچه شلوار) را به سمت بالا کشیدن یا جمع کردن.

  • Er streifte die Ärmel hoch, bevor er mit der Arbeit begann.او آستین‌هایش را بالا زد، قبل از اینکه کار را شروع کند.
  • Sie musste ihre Hosenbeine hochstreifen, um durch den Bach zu waten.او مجبور شد پاچه‌های شلوارش را بالا بزند تا از جویبار عبور کند.