hochtreiben

Aussprache: /ˈhoːxˌtraɪ̯bn̩/
Wortzerlegung: hoch·trei·ben
فعل

بالا بردن، افزایش دادن (قیمت)

Beispiele

  • Spekulationen ''hatten'' die Baumwollpreise ''hochgetrieben.سفته‌بازی‌ها قیمت پنبه را بالا برده بودند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را به سمت بالا حرکت دادن یا مجبور به حرکت به بالا کردن.

  • Der Hirte trieb die Schafe den Berg hoch.چوپان گوسفندان را به سمت بالا کوه راند.
  • Die Flut trieb das Treibgut hoch an Land.سیل، آوارهای شناور را به بالای خشکی راند.
2 Akkusativ

قیمت‌ها، هزینه‌ها یا سطح چیزی را به شدت افزایش دادن.

  • Die hohe Nachfrage trieb die Preise für Immobilien hoch.تقاضای زیاد، قیمت املاک را به شدت بالا برد.
  • Spekulationen können den Wert von Aktien künstlich hochtreiben.سفته‌بازی می‌تواند ارزش سهام را به طور مصنوعی بالا ببرد.