hochwachsen
به سمت بالا رشد کردن، قد کشیدن
Beispiele
- Die drei Bäumchen sind im Schatten ''hochgewachsen''.سه درختچه در سایه قد کشیدهاند.
- Hinter dem Haus steht ein Spalierbogen aus Holz, wo Rankpflanzen ''hochwachsen'' können.پشت خانه یک طاق چوبی وجود دارد که گیاهان رونده میتوانند از آن بالا بروند.
- Er stammte aus einem kleinen Dorfe namens Fouzilhon, das an einem Hügelchen ''hochwächst'' und von einem Wasserturm überragt wird.او اهل روستایی کوچک به نام فوزیلهون بود که بر روی تپهای رشد میکند و یک برج آب بر آن مشرف است.
Bedeutungen
1
بدون حرف اضافه
(گیاهان، ساختمانها) به سمت بالا رشد کردن یا ساخته شدن.
- Die Bäume sind sehr hochgewachsen.درختان خیلی بلند شدهاند (به سمت بالا رشد کردهاند).
- Das Unkraut wächst schnell hoch.علف هرز به سرعت بالا میآید.
2
بدون حرف اضافه
(انسان) از کودکی به بزرگسالی رسیدن و قد کشیدن.
- Meine Kinder sind schon so hochgewachsen.بچههای من دیگر چقدر بزرگ شدهاند (قد کشیدهاند).
- Er ist in diesem Dorf hochgewachsen.او در این روستا بزرگ شده است.