hochwerfen
به بالا پرتاب کردن، بلند کردن (گرد و غبار/سوالات)
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به هوا یا به سمت بالا پرتاب کردن
- Er warf den Ball hoch und fing ihn wieder auf.او توپ را به بالا پرتاب کرد و دوباره آن را گرفت.
- Die Kinder warfen bunte Blätter in die Luft hoch.بچهها برگهای رنگارنگ را به هوا پرتاب کردند.
2
Akkusativ
گرد و غبار یا سوالاتی را به هوا/سطح کشاندن (مجازی یا فیزیکی)
- Das vorbeifahrende Auto warf viel Staub hoch.خودروی در حال عبور گرد و غبار زیادی به هوا بلند کرد.
- Die Debatte hat viele neue Fragen hochgeworfen.این مناظره سوالات جدید زیادی را مطرح ساخت.