hochwirbeln

Aussprache: /hoːxˈvɪrbl̩n/
Wortzerlegung: hoch·wir·beln
فعل

به سمت بالا چرخیدن، به هوا برخاستن (چرخنده)

Beispiele

  • Brennende Holzscheite ''wirbelten hoch'' und landeten auf den Decksplanken.تخته‌های چوبی در حال سوختن به سمت بالا چرخیدند و روی تخته‌های عرشه افتادند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با چرخش به سمت بالا حرکت دادن یا بلند کردن (مثلاً گرد و غبار، برگ‌ها).

  • Der Wind wirbelte das Laub hoch.باد برگ‌ها را به هوا بلند کرد.
  • Die Kinder wirbelten beim Spielen viel Staub hoch.بچه‌ها هنگام بازی گرد و خاک زیادی بلند کردند.
2 (intransitiv)

(خود) با چرخش به سمت بالا حرکت کردن یا به هوا بلند شدن (مثلاً گرد و غبار، جرقه‌ها).

  • Der Staub wirbelte bei jedem Schritt hoch.گرد و غبار با هر قدم به هوا بلند می‌شد.
  • Die Funken wirbelten hoch in den Nachthimmel.جرقه‌ها به سمت آسمان شب به بالا می‌چرخیدند.