hochziehen

Aussprache: /ˈhoːxˌtsiːən/
Wortzerlegung: hoch·zie·hen
فعل

بالا کشیدن، بالا بردن، ساختن/برپا کردن، بزرگ کردن (فرزند)

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را به سمت بالا کشیدن (کرکره، جوراب، زانو، شانه).

  • Er zog die Jalousien hoch, um Licht hereinzulassen.او کرکره‌ها را بالا کشید تا نور وارد شود.
  • Er zog überrascht die Schultern hoch.او از روی تعجب شانه‌هایش را بالا کشید.
2 Akkusativ

دیوار، ساختمان یا سازه‌ای را سریع بنا کردن و بالا آوردن.

  • Sie haben das Gebäude in wenigen Monaten hochgezogen.آن‌ها ساختمان را ظرف چند ماه بالا آوردند (ساختند).
3 Akkusativ

فرزند یا کودکی را با زحمت بزرگ کردن (عاميانه).

  • Sie hat ihre Kinder alleine hochgezogen.او فرزندانش را به تنهایی بزرگ کرده است.
4 intransitiv / die Nase hochziehen

مخاط بینی را بالا کشیدن.

  • Hör auf, ständig die Nase hochzuziehen! Benutz ein Taschentuch.دست بردار از اینکه مدام بینیت را بالا بکشی! از یک دستمال استفاده کن.