hochzudrücken

Aussprache: /ˈhoːxt͡suˌdrʏkn̩/
Worttrennung: hoch·zu·drü·cken
Erweiterter Infinitiv

به سمت بالا فشار دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ

اعمال فشار به سمت بالا بر روی چیزی برای بلند کردن یا جابجا کردن آن، اغلب در ساختارهای مجهول یا جملات شرطی.

  • Es ist schwierig, den Wagen allein hochzudrücken, wenn er aufgebockt ist.بالا بردن خودرو به تنهایی، زمانی که جک زده شده است، دشوار است.
  • Die Aufgabe war, die schwere Kiste ohne fremde Hilfe hochzudrücken.وظیفه این بود که جعبه سنگین را بدون کمک دیگران به سمت بالا فشار دهیم.