hochzufahren

Aussprache: /ˈhoːxt͡suˌfaːʁən/
Worttrennung: hoch·zu·fah·ren
Erweiterter Infinitiv

برای بالا بردن/روشن کردن (سیستم)

Bedeutungen

1 Akkusativ

(کامپیوتر، سیستم) روشن کردن یا بوت کردن

  • Ich muss meinen Computer hochfahren.باید کامپیوترم را روشن کنم.
  • Es dauert eine Weile, bis das System hochgefahren ist.مدتی طول می‌کشد تا سیستم بوت شود.
2 (wohin)

(با وسیله نقلیه) به سمت بالا حرکت کردن یا راندن

  • Wir sind den Berg hochgefahren.ما از کوه بالا رفتیم (با وسیله نقلیه).
  • Der Aufzug fährt langsam hoch.آسانسور به آرامی بالا می‌رود.
3 Akkusativ

(تولید، ظرفیت، سرعت) افزایش دادن، بالا بردن

  • Das Unternehmen plant, die Produktion hochzufahren.شرکت قصد دارد تولید را افزایش دهد.
  • Wir müssen die Kapazitäten schnell hochfahren.ما باید ظرفیت‌ها را سریعاً بالا ببریم.