hochzufahren
برای بالا بردن/روشن کردن (سیستم)
Bedeutungen
1
Akkusativ
(کامپیوتر، سیستم) روشن کردن یا بوت کردن
- Ich muss meinen Computer hochfahren.باید کامپیوترم را روشن کنم.
- Es dauert eine Weile, bis das System hochgefahren ist.مدتی طول میکشد تا سیستم بوت شود.
2
(wohin)
(با وسیله نقلیه) به سمت بالا حرکت کردن یا راندن
- Wir sind den Berg hochgefahren.ما از کوه بالا رفتیم (با وسیله نقلیه).
- Der Aufzug fährt langsam hoch.آسانسور به آرامی بالا میرود.
3
Akkusativ
(تولید، ظرفیت، سرعت) افزایش دادن، بالا بردن
- Das Unternehmen plant, die Produktion hochzufahren.شرکت قصد دارد تولید را افزایش دهد.
- Wir müssen die Kapazitäten schnell hochfahren.ما باید ظرفیتها را سریعاً بالا ببریم.