herumhocken
بیکار نشستن، وقت گذراندن
Bedeutungen
1
in + Dativ / an + Dativ
برای مدت طولانی و اغلب بیهدف در یک مکان نشستن یا وقت گذراندن.
- Er hockt den ganzen Tag zu Hause herum.او تمام روز را در خانه بیکار مینشیند.
- Die Jugendlichen hockten auf dem Marktplatz herum.جوانان در میدان شهر وقت میگذراندند.