hoheitlich
حاکمیتی، دولتی، رسمی، اقتدارگرایانه
Bedeutungen
1
مربوط به قدرت حاکمیت، دولت یا مقامات رسمی؛ دارای اقتدار قانونی.
- Die Polizei hat hoheitliche Befugnisse.پلیس اختیارات حاکمیتی دارد.
- Das ist eine hoheitliche Aufgabe des Staates.این یک وظیفه حاکمیتی دولت است.
- Die Genehmigung erfolgte auf hoheitlichem Wege.این مجوز از طریق رسمی/دولتی صادر شد.