hoheitlich

Aussprache: /ˈhoːhaɪ̯tlɪç/
Worttrennung: ho·heit·lich
صفت

حاکمیتی، دولتی، رسمی، اقتدارگرایانه

Bedeutungen

1

مربوط به قدرت حاکمیت، دولت یا مقامات رسمی؛ دارای اقتدار قانونی.

  • Die Polizei hat hoheitliche Befugnisse.پلیس اختیارات حاکمیتی دارد.
  • Das ist eine hoheitliche Aufgabe des Staates.این یک وظیفه حاکمیتی دولت است.
  • Die Genehmigung erfolgte auf hoheitlichem Wege.این مجوز از طریق رسمی/دولتی صادر شد.