abholen
دنبال کسی/چیزی رفتن، تحویل گرفتن، همراهی کردن
Bedeutungen
1
jemanden/etwas (Akkusativ) abholen
به مکانی رفتن و کسی را همراه خود آوردن یا بستهای را تحویل گرفتن
- Ich muss meine Kinder vom Kindergarten abholen.من باید بچههایم را از مهدکودک بیاورم.
- Kannst du das Paket bei der Post abholen?میتوانی بسته را از اداره پست تحویل بگیری؟
2
jemanden (Akkusativ) abholen
کسی را در سطح دانش یا شرایط فعلیاش درک کردن و با خود همراه ساختن (در روانشناسی و مدیریت)
- Guter Unterricht muss die Schüler dort abholen, wo sie stehen.آموزش خوب باید دانشآموزان را در همان سطحی که هستند درک کند و پیش ببرد.
- Wir müssen die Mitarbeiter bei dieser Veränderung abholen.ما باید همکاران را در این تغییر با خود همراه کنیم.