abholen

Aussprache: /ˈaphoːlən/
Wortzerlegung: ab·ho·len
فعل

دنبال کسی/چیزی رفتن، تحویل گرفتن، همراهی کردن

Bedeutungen

1 jemanden/etwas (Akkusativ) abholen

به مکانی رفتن و کسی را همراه خود آوردن یا بسته‌ای را تحویل گرفتن

  • Ich muss meine Kinder vom Kindergarten abholen.من باید بچه‌هایم را از مهدکودک بیاورم.
  • Kannst du das Paket bei der Post abholen?می‌توانی بسته را از اداره پست تحویل بگیری؟
2 jemanden (Akkusativ) abholen

کسی را در سطح دانش یا شرایط فعلی‌اش درک کردن و با خود همراه ساختن (در روان‌شناسی و مدیریت)

  • Guter Unterricht muss die Schüler dort abholen, wo sie stehen.آموزش خوب باید دانش‌آموزان را در همان سطحی که هستند درک کند و پیش ببرد.
  • Wir müssen die Mitarbeiter bei dieser Veränderung abholen.ما باید همکاران را در این تغییر با خود همراه کنیم.