niederholen
پایین آوردن (پرچم/بادبان)، سرنگون کردن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) niederholen
پرچم، بادبان یا تابلو را از ارتفاع یا دکل پایین کشیدن و تا کردن.
- Die Segler holten die Segel vor dem Sturm nieder.ملوانان قبل از طوفان بادبانها را پایین کشیدند.
- Am Abend wurde die Nationalflagge feierlich niedergeholt.در پایان روز، پرچم ملی با تشریفات پایین آورده شد.
2
jemanden/etwas (Akkusativ) niederholen
کسی یا حکومتی را از مقام و جایگاه بالا به زیر کشیدن یا سرنگون ساختن.
- Die Revolutionäre holten den Diktator von seinem Thron nieder.انقلابیون دیکتاتور را از تخت پادشاهیاش سرنگون کردند.
- Der Skandal holte den beliebten Politiker politisch nieder.این رسوایی سیاستمدار محبوب را از نظر سیاسی به زیر کشید.