holen Aussprache:/ˈhoːlən/Wortzerlegung:ho·len فعل آوردن، رفتن و آوردن معانی و تعاریف holen:آوردن، رفتن و چیزی را آوردنگرفتن، به دست آوردن (مثلاً کمک، اطلاعات)نفس کشیدن (در ترکیب با Luft) جملات نمونه برای holen:Ich geh' mal eben Zigaretten ''holen.''من الان میروم سیگار بیاورم.Geh lieber die Kinder aus dem Kindergarten ''holen.''بهتر است بروی بچهها را از مهدکودک بیاوری.''Hol'' doch bitte die Gläser aus dem Schrank!لطفاً لیوانها را از کمد بیاور!