holpern
لرزیدن، تکان خوردن (وسیله نقلیه روی زمین ناهموار)، لغزیدن، تلوتلو خوردن (شخص)
Beispiele
- Das Pferdefuhrwerk ''holpert'' über das Kopfsteinpflaster.گاری روی سنگفرش میلرزد.
- Der Jeep hat so sehr ''geholpert,'' dass den Kindern auf der Rückbank schlecht wurde.جیپ آنقدر تکان خورد که بچههای عقب حالشان بد شد.
- Angeschlagen ''holperte'' er nachts um drei aus der Kneipe.او که حالش خوب نبود، نیمهشب از میخانه تلوتلو خورد بیرون.
- Ich möchte die Rede nicht halten, ich komme so leicht ins ''Holpern.نمیخواهم سخنرانی را انجام دهم، به راحتی شروع به لکنت میکنم.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
با تکانهای ناگهانی حرکت کردن، ناهموار بودن (مسیر، وسیله نقلیه)
- Der Wagen holperte über die schlechte Straße.ماشین روی جاده بد تکانتکان میخورد.
- Der Weg ist so steinig, dass man nur holpernd vorankommt.راه آنقدر سنگلاخ است که فقط با تکانتکان خوردن میتوان پیش رفت.
2
(intransitiv)
(گفتار، متن) نامنظم، ناشیانه یا پر از اشتباه بودن
- Seine Rede holperte am Anfang etwas.سخنرانی او در ابتدا کمی لنگ میزد.
- Der Text liest sich etwas holprig.متن کمی ناهموار خوانده میشود.