nachholen

Aussprache: /ˈnaːxˌhoːlən/
Wortzerlegung: nach·ho·len
فعل

جبران کردن (درس/خواب)، بعداً انجام دادن، رفتن و آوردن

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) nachholen

کاری، امتحانی، تعهدی یا خوابی را که قبلاً انجام نشده بعداً به انجام رساندن

  • Ich muss den verpassten Schlaf nachholen.من باید خواب از دست رفته‌ام را جبران کنم.
  • Sie hat die verpasste Prüfung nachgeholt und bestanden.او امتحان جا مانده را بعداً داد و قبول شد.
2 etwas (Akkusativ) nachholen

رفتن و شیء یا کیفی را که قبلاً جا مانده است با خود آوردن

  • Ben musste noch seinen vergessen Rucksack nachholen.بن مجبور شد برود و کوله‌پشتی جا مانده‌اش را بیاورد.
  • Ich hole das Dokument später nach.من مدرک را بعداً می‌آورم.