nachholen
جبران کردن (درس/خواب)، بعداً انجام دادن، رفتن و آوردن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) nachholen
کاری، امتحانی، تعهدی یا خوابی را که قبلاً انجام نشده بعداً به انجام رساندن
- Ich muss den verpassten Schlaf nachholen.من باید خواب از دست رفتهام را جبران کنم.
- Sie hat die verpasste Prüfung nachgeholt und bestanden.او امتحان جا مانده را بعداً داد و قبول شد.
2
etwas (Akkusativ) nachholen
رفتن و شیء یا کیفی را که قبلاً جا مانده است با خود آوردن
- Ben musste noch seinen vergessen Rucksack nachholen.بن مجبور شد برود و کولهپشتی جا ماندهاش را بیاورد.
- Ich hole das Dokument später nach.من مدرک را بعداً میآورم.