wegholen
برداشتن و دور کردن، از جایی بردن
Bedeutungen
1
jemanden/etwas (Akkusativ) wegholen
چیزی یا کسی را از مکانی برداشتن یا از یک موقعیت خطرناک دور کردن
- Bitte hol die Bücher vom Tisch weg.لطفاً کتابها را از روی میز بردار.
- Er musste sein Kind aus der gefährlichen Situation wegholen.او مجبور شد فرزندش را از وضعیت خطرناک دور کند.