فعل
قطع کردن درختان، هیزم شکستن
معانی و تعاریف holzen:
- چوب بریدن، هیزم جمع کردن (از درختان)
- (عامیانه، ورزشی) با خشونت یا بیرحمانه بازی کردن (مثلاً در فوتبال)
جملات نمونه برای holzen:
Die Waldarbeiter holzen den ganzen Tag.
جنگلبانان تمام روز چوب میبرند.
Wir müssen noch mehr Holz holzen, bevor der Winter kommt.
ما باید قبل از آمدن زمستان، چوب بیشتری جمع کنیم.
Der Verteidiger hat den Stürmer übel geholzt.
مدافع به شدت به مهاجم تکل زد/با خشونت بازی کرد.