homöopathisch
هومیوپاتی، مربوط به هومیوپاتی
Bedeutungen
1
مربوط به علم هومیوپاتی یا روشهای درمانی آن؛ استفاده از داروهای بسیار رقیق شده.
- Sie nimmt homöopathische Mittel gegen ihre Kopfschmerzen.او داروهای هومیوپاتی برای سردردش مصرف میکند.
- Die homöopathische Behandlung ist umstritten.درمان هومیوپاتی بحثبرانگیز است.
- Er hat eine Ausbildung in homöopathischer Medizin absolviert.او دورههای پزشکی هومیوپاتی را گذرانده است.