homo-
همو- (پیشوند به معنای: همسان، یکسان، همشکل)
Beispiele
- Du musst so lange rühren, bis eine ''homo''gene Masse entsteht.باید آنقدر هم بزنی تا یک توده همگن (یکدست) ایجاد شود.
- Homo''serin ist eine Aminosäure.هموسرین یک اسید آمینه است.
همو- (پیشوند به معنای: همسان، یکسان، همشکل)