honigsüß

Aussprache: /ˈhoːnɪçˌzyːs/
Worttrennung: ho·nig·süß
صفت

شیرین مثل عسل، بسیار شیرین

Bedeutungen

1

به شیرینی عسل؛ بسیار شیرین.

  • Der Tee ist honigsüß.چای مثل عسل شیرین است.
  • Sie hat eine honigsüße Stimme.او صدایی شیرین مثل عسل دارد.
  • Der Kuchen war perfekt gebacken und honigsüß.کیک عالی پخته شده و شیرین مثل عسل بود.
2

به صورت مجازی، بسیار دلنشین، خوشایند یا محبت‌آمیز (گاهی بیش از حد).

  • Seine Worte waren honigsüß, aber ich traute ihm nicht.کلماتش بسیار دلنشین بود، اما من به او اعتماد نداشتم.
  • Sie lächelte ihn mit honigsüßer Miene an.او با لبخندی بسیار شیرین به او نگاه کرد.
  • Das ist eine honigsüße Geschichte über die Liebe.این یک داستان بسیار شیرین در مورد عشق است.