honigsüß
شیرین مثل عسل، بسیار شیرین
Bedeutungen
1
به شیرینی عسل؛ بسیار شیرین.
- Der Tee ist honigsüß.چای مثل عسل شیرین است.
- Sie hat eine honigsüße Stimme.او صدایی شیرین مثل عسل دارد.
- Der Kuchen war perfekt gebacken und honigsüß.کیک عالی پخته شده و شیرین مثل عسل بود.
2
به صورت مجازی، بسیار دلنشین، خوشایند یا محبتآمیز (گاهی بیش از حد).
- Seine Worte waren honigsüß, aber ich traute ihm nicht.کلماتش بسیار دلنشین بود، اما من به او اعتماد نداشتم.
- Sie lächelte ihn mit honigsüßer Miene an.او با لبخندی بسیار شیرین به او نگاه کرد.
- Das ist eine honigsüße Geschichte über die Liebe.این یک داستان بسیار شیرین در مورد عشق است.