honen

Aussprache: /ˈhoːnən/
Wortzerlegung: ho·nen
فعل

هونینگ کردن، ساب زدن دقیق (سطح داخلی سوراخ‌های استوانه‌ای)

Beispiele

  • Darum müssen Pleuelstangen wieder ''gehont'' werden.به همین دلیل، شاتون‌ها باید دوباره هونینگ شوند.
  • Gehont'' werden die Rohre mit einer CNC gesteuerten Honmaschine.لوله‌ها با یک دستگاه هونینگ کنترل‌شده با CNC هونینگ می‌شوند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

تیز کردن یا پرداخت کردن دقیق سطوح (به ویژه ابزار برش یا قطعات مکانیکی) با سنگ سوهان یا ابزار مخصوص

  • Er musste die Klinge des Messers honen, um sie scharf zu bekommen.او مجبور بود تیغه چاقو را تیز کند تا برنده شود.
  • Die Oberfläche des Zylinders wurde sorgfältig gehont.سطح سیلندر با دقت پرداخت شد.