honen
هونینگ کردن، ساب زدن دقیق (سطح داخلی سوراخهای استوانهای)
Beispiele
- Darum müssen Pleuelstangen wieder ''gehont'' werden.به همین دلیل، شاتونها باید دوباره هونینگ شوند.
- Gehont'' werden die Rohre mit einer CNC gesteuerten Honmaschine.لولهها با یک دستگاه هونینگ کنترلشده با CNC هونینگ میشوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
تیز کردن یا پرداخت کردن دقیق سطوح (به ویژه ابزار برش یا قطعات مکانیکی) با سنگ سوهان یا ابزار مخصوص
- Er musste die Klinge des Messers honen, um sie scharf zu bekommen.او مجبور بود تیغه چاقو را تیز کند تا برنده شود.
- Die Oberfläche des Zylinders wurde sorgfältig gehont.سطح سیلندر با دقت پرداخت شد.