فعل
هوک کردن (در گلف)، ضربهای که کج میشود
معانی و تعاریف hooken:
- به عنوان روسپی کار کردن.
- (عامیانه، از انگلیسی) چیزی را وصل کردن، متصل کردن.
- (عامیانه، از انگلیسی) معتاد شدن، به شدت جذب شدن.
جملات نمونه برای hooken:
„Zielen Sie nicht nach rechts mit der Vorstellung, den Ball gegen den Wind zu ''hooken''.“
"به سمت راست هدف نگیرید با این تصور که توپ را خلاف باد هوک خواهید کرد."
Sie hookt seit Jahren in der Stadt.
او سالهاست که در شهر روسپیگری میکند.
Er wurde beim Hooken erwischt.
او در حین روسپیگری دستگیر شد.