hoppeln
جهیدن / جست و خیز کردن
Beispiele
- Der Hase ''hoppelt'' über die Wiese.خرگوش در چمنزار جست و خیز میکند.
Bedeutungen
1
Intransitiv
با حرکات کوتاه و جهنده، مانند خرگوش یا پرنده، حرکت کردن.
- Der Hase hoppelte über das Feld.خرگوش در دشت جست و خیز میکرد.
- Das kleine Kind hoppelte vor Freude durch den Garten.کودک کوچک از خوشحالی در باغ جست و خیز میکرد.